تبليغاتX
سیدمحمدآتشی

گوینده یک برنامه رادیویی امروز عصر، به طنز می گفت ازگوجه فرنگی و کنکورحرفی نزنید!.درلفافه منظور خاصی داشت!اما من یادم آمد که زمستان سال پیش شبکه استانی تابان در پایان اخبار عصرگاهی خود نرخ مصوب انواع میوه ها را اعلام می کرد ،ازجمله روی صفحه ی تلویزیون نرخ گوجه فرنگی را نوشته بود ....قیمت ها و بحث تورم بماند!گوجه فرنگی را نوشته بود"گوجه فرهنگی"افسوس خوردم که رسانه ای که باید در ترویج زبان و دستور و املای فارسی مادری ما ایرانی ها تلاش کند و رفتارش معیار باشد،چنین آشفته ادبیاتی را به نمایش می گذارد.شاعر شیرازی و دوست خوب من منصور اوجی شعری دارد که در آن اشاره می کند به املای دانشجویانش که درست نوشتن واژه افتضاح رابلد نیستند!! او هم این موضوع را اما به نوع دیگری مطرح می سازد .راستی به کجا می رویم ؟در گسترش شبکه های رادیو و تلویزیون استانی ..ویا در افزایش تعداد دانشجویان و ...کیفیت و نتیجه چه مفهومی دارد؟من با اکثر شبکه های استانی آشنایی دارم ...شبکه تابان یزد ،شبکه افلاک لرستان،شبکه فارس ،دنا ،تهران ،خلیج فارس،بوشهر،اصفهان،خراسان ،آذربایجان و ....فیلم هاوسریال ها ومستند ها واخبار تکراری هستند!یعنی با ندیدن آنها چیزی را از دست نمی دهی!یا وضعیت دبیرستان های بزرگی چون آزاد و پیام نور، مخصوصا در شهرهای کوچک و دور افتاده ، با عنوان دانشگاه! چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد .درس ها در قالب جزوه های کوچکی ارائه می شوند و نمره دلخواه کم و بیش به دست می آید!وارد جزئیات موضوع نمی شوم که بر همگان روشن است...این موضوع همچنان مفتوح است...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:50 توسط سیدمحمدآتشی |

نگهداری و مواظبت از خانه مادر بزرگ بعدازفوتش کار سخت و ناراحت کننده ای است .سخت به دلیل مسوولیتش،وناراحت کننده به خاطر یاداوری روزهای سخت وپایانی عمر اوکه با سرمای آزاردهنده ی طبیعت همراه شده بود.اباغچه ی پرازدرختان اناروانگوروگل های رزوزرد،یادآورروزهای خوش و شلوغ خانه است .اتاق های تودرتو،پراز عکس فرزندان،نوه هاونتیجه ها،چشمانم را ترمیکنند.به هرحال روزهای اول سخت بود اما حالاکه باغچه به گل نشسته است اتاق هاوعکس ها هم خاطرات خوبی را برای من زنده می سازند.خیابان شمالی دارد تعریض می شود ،مقداری از خانه خراب خواهد شد.باغچه اما همچنان پابرجاو سبز خواهد ماندومنتظر تصمیم فرزندان مادر بزرگ .. .فروش..!؟یا نگهداری از یک عمر خاطرات تلخ و شیرین...  تصور این که مادر بزرگ متولد اواخر دوره قاجاریه بوده است جالب و درعین حال عبرت آموز است.دیدارهای روزانه باعث علاقه شدید من به او شده بود.البته این حس متقابل باعث می شد که او در روزهای پایانی عمرش تنها مرابشناسد.فکر می کنم شاید می توانستم در روزهای پایانی طور دیگری رفتار کنم ..اما افسوس،حالامادر بزرگ کنار شوهرش ،زیر درختان سرو،جایی دنج و خلوت آرمیده است

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 8:48 توسط سیدمحمدآتشی |