دست های من وتو،
هردولبریزازآن حس لطیف
_حس زیبای محبت_
حس یک لحظه نشستن باهم
های !!
ای سادگی ،ای زیبایی !
دردلم میل سرودن جاریست
میل یک شعرِبلند
که ردیفش لب ودندانِ عطش دیده ی توست
مطلع اش ،بانگ بلند باران
سفرقطره ی شبنم به کویر،
های هایی نفس تند شبان ،
قصه ی سبز دویدن در دشت ،
عطرگستاخ علف ؛ بمشام شبنم ،
کلبه ی چوبی یک جنگلبان ،
درمیان نفس مه ی غلیظ،
پای آن کوه بلند ...
وای !! مقطعش ناپیداست...
های ای بادیه پوران درشت !!
دلم اینجا تنگ است
دلم ازشهر نشینی بخدا میگیرد
-شهرسیمان وغبار-
-شهر آدم به توان ماشین-
-شهرخاکسترو دود-
های ای سادگیی پاک و لطیف!!
ای تو خوکرده به آرامش دشت !
ای - جگرگوشه ی ابر-
ای- پسرخوانده ی کوه-
های ای چتربلندت آبی!
بامن از عشق بگو،
بامن از کولی شبانان بزرگ
چشمهاشان آبی ،
-دلشان دریایی-
کمترین دغدغه شان ،
زوزه ی وحشی گرگ....
عاشقم !
عاشق سادگیی چشمانت،
عاشق آبله ی دستانت ،
بامن از عشق و وفا
بامن ازگل صنم ساده بگو
وازآن دامن گلداربلند سبزش
-نگهش آتشی و باده پرست-
دلش اندازه ی یک دشت ، بزرگ
گونه هایش مهتاب !!
وای !! چقدر رویایی است
آب ،آیینه و آتش یکجا !
دلم اینجاتنگ است
زیر این سقف بخیل کوتاه،
نفسم میگیرد
من دراین تیره شب درد آلود
"میل پرواز و پریدن "دارم
هوس جنگل و دشت
تب مرموز گریستن درباد ،
تن سپردن به شلاق باران ،
-سفرازخانه به کوه-
دل بدریا زدن وماهی شدن
آرزوئیست مرا ،
کوزه پرکردن ومهتاب شدن
از تو سیراب شدن ...
زندگی در نظرم
سنگلاخی ایست غریب
تاازاین بادیه ی خار مغیلان یارب
پَربگیــــــــرم مددی!!
قناری
زندانی آواز
(۲)
همه می میریم
بر عکسِ عكس
(۳)
شايد اين پازل در هم ريزد
وطنم
اما
هرگز
(۴)
سال هاست رفته اي
قرن هاست عاشقم
(۵)
شب طولاني
تكيه به ماه مي دهم
(۶)
شاعران مي روند تا بمانند
آنان
مي آيند كه . . .
(۷)
شاعران بيشتر به خدا
آنان به خرما
(۸)
تصويري؟
يا آينه؟
(۹)
لاك پشت
سنگي كه مي خزد
(۱۰)
شاعران
حال
آنان
قال