
Jean-Michel Jarre
ازمیان تعدادزیاد آهنگ های مدرن روزدراینجا می خواهم درباره ی شش آلبوم وتجربه ی شنیدن انها ،به بیان احساساتم بپردازم.
ابتداازبهترین های اکارینا بگویم که هنوزبعداز سالها شنیدنی ست.اثری ازدیه کومدناوژان فیلیپ ادن.اکارینانوعی آلت موسیقی کوچکی می باشد که ازخاک پخته ساخته می شودوشکل آن شبیه یک انجیراست.مدنا(متولد1964)موزیسین آرژانتینی ست که تخصص وی نواختن اکاریناست.ادن هم که ویلونیست برجسته ای می باشدبا مدنا زوج پرشکوهی راتشکیل می دهد که درکنار هم آثارزیبایی خلق کرده اند.اکارینا کاستی هست که حتا،منهای افرادروشنفکر،مردم کوچه وبازارهم آنرا دوست دارند.گرچه بسیاردیده شده است که نام آهنگ هاوموزیسین هایش رابلدهم نیستند!
پاپ میوزیک2000،موسیقی بی کلامی ست که بیشترنوجوانها وجوانها می پسندندواین به دلیل سرعت وانرژی نهفته درآهنگ های این مجموعه است.
اما سیب وحشی،اثررابرت مایلروآلن پارسونز،مجموع ده آهنگ زیباست.این آهنگ هادراکثررسانه های جمعی پخش شده ومی شوندبه نظرماز زیباترین آهنگ های این مجموعه آهنگ) rainy night)باشد.می دانم که جوانهاوشاعران بسیاری ازآهنگ های سیب وحشی الهام گرفته اند،این تاثیرپذیری تاحدی بوده که حتانام آهنگ های این مجموعه هم،دربسیاری ازمواردتوسطافرادباسلیقه های گوناگون استفاده شده است.
شب های تابستان مجموعه ی دوازده آهنگ بی کلام گیتاریست معروف آرمیک است.این مجموعه که به من خیلی انرژی منتقل کرده، برای آنهایی که عاشق گیتاروصدای آن هستند،موهبتی ست.تمام آهنگ های این مجموعه شنیدنی وبکرهستند.بی تردیدنوازندگی آرمیک باگیتار،درموفقیت این مجموعه تاثیربسزایی داشته است(.time flies)،یکی ازآهنگ های زیبای مجموعه ی شب های تابستان است.
پاییزنیزاراثرجمشیدعندلیبی می باشد.وی که متولدکردستان است یکی ازهنرمندان برجسته ی هنرنی نوازی است .دراین مجموعه که با تنظیم کامبیزمیرزایی روبه روهستیم ،دوآهنگ هم ازخودمیرزایی وجوددارد.هنروی نوازندگی پیانواست.همکاری این دوموسیقی دان اثرزیبایی آفریده است،چون اهنگ های گرداب وفریادمستانه.
امااثرجاودانه ای که می خواهم درباره اش چندسطری بنویسم وخیلی دوستش دارم وازآن بسیار الهام گرفته ام،پلوتونیوم اثرژان میشل ژاراست.وی فرزندآهنگساز بزرگ فرانسوی موریس ژاراست (متولد1948)،سازنده موسیقی متن فیلم های مطرحی چون محمدرسول الله،عمرمختاروعیسی بن مریم وبرنده چند اسکارسینمایی. آلبوم اکسیژن که دردنیا فروش فوق العاده ای داشت وپایه گذارنوعی موسیقی الکترونیک شد اثرهمین نابغه فرانسوی ست.البوم پولوتونیم واکسیژنxازبهترین آثارموسیقی مدرن معاصراست،شنیدن آن راازدست ندهید!

گابریل گارسیامارکز(G.G.marquez)،متولد1928،دریکی ازشهرهای کوچک ناحیه ی آتلانتیک استوایی است.گرمای استوایی وانزوا وتنهایی درشهرمحل تولد مارکز که شهری پرت ودورمانده می باشد،بیشتر آثاراین نویسنده مشهوررا تحت الشعاع قرار داده است.اودربوگوتا(Bogota)،به تحصیل پرداخت وسپس به حرفه ی روزنامه نگاری روی آورد.درونروئلا،پاریس،مکزیکو،...واسپانیازندگی کرده است.اولین رمان اودرسال1955،بانام "برگ های خزان"منتشرشد.دراین رمان ازمرگ دکتری در"ماکوندو"سخن کفته می شود.مارکزدرسال1961رمان"کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد"رامنتشرمی کند.این رمان درباره ی سرگذشت سرهنگی بازنشسته است.
اما یکی ازبرجسته ترین رمان های امریکای لاتین که اکنون جهانی شده است "صدسال تنهایی"است که مارکز ان رادر سال 1970نوشت .بانوشتن این رمان وی چهره ای جهانی نام گرفت.بعدازاین کتاب بودکه تب جادویی وسوررئال نوشته های مارکز باآن فضای آمریکای لاتینی ،همه گیرشد.درواقع سبک جادویی مارکزباآثارش ومشخصابا این کتاب شناخته می شود.به نظرم تب این نوع نوشته ها گرچه کمی فروکش نموده است ،اما نوشته های مارکز هنوز طرفداران زیادی دارد.زندگی پرحاشیه مارکزازجمله دیدارش بارهبران سیاسی جهان چون کاسترورهبرکوبا..وارتباطات زیادش بازنهای متفاوت ،نکاتی واقعی است که درنوشته های وی قابل ردگیری می باشند.ازمارکز رمان هاومجموعه داستان های کوتاه زیادی هم منتشرشده است که به نظر من یکی ازداستانهای کوتاه وزیبای وی"خواب نیمروزسه شنبه"است،این داستان کوتاه درموردسفردخترک دوازده ساله ای باترن است.

بی شک کوروش انسان صلح طلب وآزاداندیشی بوده .توجه داشته باشید که درزمان حکومت او وجانشینانش زمینه ی ابراز دموکراسی درپرشیا(ایران)،خیلی عینی تربوده تاجای دیگری چون یونان.اوهیچ قومی رااسیرنکردوهیچ آبادی راتخریب نساخت.بلکه اسیران یهودی راازاد وبه موطنشان فرستاد،معبدسلیمان رابرایشان تعمیرکرد،تاحدی که اینک وی درکتاب مقدس نجات دهنده لقب گرفته است.برخوردوی بامادرانی که روی تپه های اطراف پاسارگادشجاعانه درمقابل اقوام مهاجم مقاومت کردند ومردان رابه ایستادگی تشویق کردند،بسیارعالی ومدرن بود.دربابل که در2500سال پیش عظمتی شگرف داشت،بدون خونریزی استقراریافت،درحالیکه همه مشتاقانه اوراپذیرفتند.وی ازقوم اصلی هخامنش بود(هخامنش از3قوم تشکیل یافته بود)،وقتی براثرجراحت درگذشت الگوشده بود.وصیت نامه،اعلامیه حقوق انسانی اووجملاتش امروزه درصدرقوانین مدرن وآزاد قراردارند.داریوش اما سیاستمداروفرصت طلبی مثبت بود،گروه های هخامنشی رایکپارچه ساخت وتخت جمشیدرادردامنه کوه رحمت پی ریزی کرد.درواقع اووکوروش وخشایارشاه پادشاهان شکوهمند هخامنشی بودند .خشایارشاه مردی آشناباجغرافیای جنگ ودرعین حال رمانتیک بود،هنگامی که به یونان حمله کرد،سواحل زیبای تراکیا برایش بسیارجذاب بودند .تعدادی ازفرماندهان ارتش وی زنان پارسی بودند.احتمالااوآتن راّبه اتش نکشیده، دراین زمینه تاریخ نویسان همه یونانی هستندودرطرف مقابل، پس به نوشته هایشان دراین زمینه وموارددیگراعتمادی نیست.همجنان که تعداد لشکریانش را تاریخ نویسان یونانی تاچند میلیون! نوشته اندکه صحیح نیست(نوشته اندوقتی ازرودخانه ای گذر می کردان رود خشک می شد!!) واگرازیونان عقب نشست، دلیلش نظامی بود .چون جان ارتشیان گاردجاویدان که همیشه 10000نفربودند،برایش اهمیت داشت.امابعدازاین3،به نظرمن مشکلاتی پیش آمد،مثلاتشریفات بیش ازحد،خوشگذرانی هاوشراب نوشی های علنی و...کم کم پایه های هخامنشیان سست شد.تاجایی که اسکندربه ایران حمله کردوتخت جمشیدراآتش زد!(قابل توجه سازندگان فیلم 300،که ایرانی هارادران فیلم وحشی نشان داده اند)،ولی اسکندربه زودی درفرهنگ ایرانی هضم شد.به سبک ایرانی هالباس پوشید،ازدواج کردوحکمرانی.بعداز6سال گویی درآبهای مردابی خوزستان مریض شدودرگذشت.نکته قابل توجه این که ایرانی هادرتمام این دوران هیچگاه بت پرست ونظیرآن نبوده اند.بلکه اهورامزدا(خدا)رامی پرستیدند.آتش برای آنهانماد روشنایی وبرکت بود.ازاین روبرایشان ارزش داشت وقابل احترام بود.پس آتش پرست نبودند.
باازبین رفتن امپراطوری هخامنشی،قوم پارسی به حیات خودادامه داد.درجایی که هم اکنون استان فارس خوانده می شود.درزمان سلوکیان آنهانوعی خودمختاری محلی باآداب ورسوم مخصوص به خودداشتند.اشکانیان وقتی قیام کردند،بیان می کردند که ماازنسل اردشیرهخامنشی هستیم واین موضوع رابرای خودافتخاری می دانستند.بعدازآنهانیز ساسان(که اجدادش هخامنشی بودند) ، درهمین منطقه(فارس)امپراطوری ساسانیان رابنیادگذاشت.درطول سالیان درازقوم پارسی به حیات بی سروصدای خود ادامه دادند ،حتا بعدازاسلام نیز این روندهمچنان ادامه داشت.

چارلی(چارلز)چاپلین،امروزه ازبسیاری سیاستمداران وورزشکاران وهنرمندان،معروف ترومحبوب تراست.نگرش خاص اوبه زندگی وانسان ،ازاوبازیگروکارگردانی صاحب سبک ساخته است،تکرارنشدنی.روح انسان دوستی درفیلم های اوموج می زند.وی همیشه قهرمانان فیلم هایش راازطبقه محروم وفقیرجامعه انتخاب می کرد.این گزینش معنی دار،باعث به تصویر کشیدن عواطف واحساسات انسانی می شد.اوده سال بعدازتولد سینما فعالیت خودراشروع می کند،درآن زمان بکربه طنز میپردازدوازفکاهی وهزل پرهیزمی کند، این رفتارمحتوای فیلم های اوراغنی ترمی سازد،تاحدی که بیننده علاوه برخنده وشادی به طنزسیاه نهفته درفیلم های اومی رسدوخنده اش باگریه درهم می آمیزد.بی شک اونابغه وطنزپردازی هنرمندبود.وقتی به دلیل بیماری وفقروتنگدستی پدرومادرش که آنها هم بازیگرتاتربودند،پای به سالن نمایش گذاشت باحرکات چابک وشیرین خود توجه تماشاگران رابرانگخت.بیست ساله بود که به سینما روی آوردودرمدت کوتاهی کارگردانی وآهنگ سازی وتدوین ونوشتن فیلم نامه هایش رانیز خود برعهده گرفت.چارلی چاپلین تاریخ وپیشینه سینماست.وفیلم هایش محصول عشق وعاطفه وفرهنگ است.به شایعاتی که درمورداوست ،مثل ازدواج های متعددبابازیگران فیلم هایش وکمک به گروه های سیاسی مثل خرید 50تانک برای جنبش آزادی بخش فلسطین،که باعث اخراجش ازآمریکا شد،نمی پردازم!همیشه اطراف آدم های مشهور شایعاتی وجوددارد!امادوست دارم این نکته رابیان کنم که اخراج اوازآمریکا،بیشتربه دلیل روحیه مستقل اوبود،گرچه بعدهاآمریکایی هاپشیمان شدنداماچاپلین دیگرپشت سرش راهم نگاه نکرد.وصیت نامه اوبه دخترش خواندنی وتکان دهنده است!اوبه دخترش می گوید:هرگاه که غرورتورافراگرفت،سری به محلات فقیرنشین وگورستان بزن.

نه هراس و نه امید
هیچ یک جانوری رو به مرگ را به یاری بر نمی خیزند،
کسی سراسر هراس و امید
پایان خویش را انتظار می کشد،
او بارها مُرد ،
و بارها از نو برخاست.
مردی بزرگ،
که سرافراز و غرورناک
به جدال جانیان می رود،
سرنگونی زیستن را
به سخره می گیرد.
او تا بن ِ دندان با مرگ آشناست
آدمی، خود، مرگ را آفریده است
----------------------------------------------
مریم صفرزاده"فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی و دست به کار ترجمه ی ادبی ست.