
قبلا درموردادبیات فرانسه وآمریکا،مطالبی نوشته ام ،والبته ادبیات فرانسه راغنی تردانسته بودم.اسمش رانمی گذارم مقایسه،امامایلم کمی هم درموردادبیات فرانسه وروسیه توضیح دهم.
به نظرم درشعرفرانسوی ها،غنی ترازروس هاهستند!امادررمان کفه ترازو برای هردوسنگینی می کند!درشعرفرانسوی ها"آرتوررمبو"،"آلبرکامو"،"گیوم آپولینر"،"رنه شار"،"شارل بودلر"....وده هانفردیگررابه شعرجهان ،تحویل داده اند،"رمبو "به تنهایی باتمام شاعران روس رقابت می کندودراین رقابت ،البته برنده هم هست!
اما درشعر،روسها تنها کسانی چون "آناآخماتوا"رادارندکه البته شاعرخوبی هم هست،اماهیچ گاه به پای مثلا"بودلر"نمی رسد.
دررمان قضیه گرچه برابر است اما کمی کفه ترازوی داشته های روس ها،سنگینی می کند.آنها تولستوی(کتاب جنگ وصلح)؛گوگول(کتاب تاراس بولبا)،انتوان چخوف،نمایشنامه نویس معروف ونویسندگان مشهوردیگری دارند.اما فرانسوی ها،ویکتورهوگو(کتاب بینوایان)،الکساندردوما(کتاب سه تفنگدار)،و...رادارند.می بینیدکه هردودرزمینه رمان افتخارات ونام های بزرگی دارند.
من همیشه دغدغه ی آموختن زبان روسی راداشته ام واین دودلیل دارد؛اول اینکه می خواستم ازادبیات غنی آنهابی واسطه استفاده کنم ،چون بیشترکتابهای ادبی روسی ،ازانگلیسی به فارسی ترجمه می شوند خوب طبیعی ست که دراین میان مقدارزیادی مطلب ومحتوا هرز می رود!ودوم اینکه آهنگ های روسی راخیلی دوست دارم.
این مطالب رابه بهانه ی کتاب پدران وفرزندانFATHERS AND SONSاثرنویسنده بزرگ روسی ایوان تورگنیفIVAN TURGENEVنوشتم تاکمی درباره اش کتاب توضیح دهم.
کتاب درباره نسل دیروزونسل امروز،جنگ اندیشه های نووکهنه، تضادهاوکشمکش هاست.داستان دوجوان که مقدسات پیرهارامی خواهندازبین ببرندوهردوهم البته، هم پیرهاوهم جوانها،اشتباه می کنند".
بازارف" قهرمان این کتاب، سمبل جوانهای جسوروبی ملاحظه یی است که دنبال نظمی نوین می باشد.دنبال کردن مادیات وبه کناری نهادن معنویات ،همین کارباعث به وجود امدن تضادی دروی می شود که جانش راهم برسرآن می گذارد!
البته "تورگنیف" باساختن" بازارف" خواسته جوانهای معتقدبه دگرگونی رادرعصرخودش به ریشخند بگیرد!اما به نظرمن دراین کارموفق نبوده چراکه ازبازارف تصویری متضادارائه می دهد.
روبروی "بازاروف"،"پاول پترویچ"پیر قرارداردکه بااومخالف است وحتا بااوبرخورد فیزیکی هم می کند.
شخصیت های دیگرداستان، هریک به نحوی گرفتارهمان مسائل قهرمانان اصلی کتاب هستند.هنرتورگنیف این بوده که توانسته دراین کتاب، اوضاع اجتماعی زمانش رابه تماشابگذارد؛به همین دلیل است که کتاب پدران وفرزندان تاکنون زنده است ومخاطب دارد.
ایوان تورگنیف متولد1818م درشهر"آریول" است،تحصیلاتش رادرمسکو گذراند ودر پترزبورگ ادبیات خواند ،وبعدازتحصیل ادبیات به برلن رفت وفلسفه" هگل" راآموخت.بقیه عمرش راهم درپترزبورگ به نوشتن گذراند.ازآثاراومی توان از"یادداشت های شکارچی"،"قبل ازماجرا"،"زمین بکر"،"دود"،"آشیانه اشراف"،"رودین"،و...رانام برد.

![]()
والت ویتمن در"لانگ آیلند"،درخانواده ای فقیروکم سوادزاده شد.پدرش کشاورزونجاربود."ویتمن" بانخستین کتاب شعرش"برگ های علف"،درسال1855،توفانی درآمریکابه راه انداخت.روزنامه "نیویورک تایمز"درموردویتمن وشعرهایش نوشت:"این چه غول بی شاخ ودمی است که درمیان ماپیداشده؟این چه معجون معنوی است که ازافکارموهن وفلسفه وکفروزیبایی ترکیب یافته؟"
سال های سختی برویتمن گذشت.منتقدین ؛شاعران کلاسیک،روزنامه نگاران ومحافل ادبی،سراسرعمربااومخالفت کردند،امااوازراه خودبازنایستاد.کتاب برگ های علف درسال 1860به چاپ سوم رسید.اورابعدها" شاعرشاعران "
آمریکا نامیدند؛کسی که مکتب جدیدشعری رادرآمریکا پایه گذاری کرد.
درایران بعدازشعرنیمایی ،شعرسپیدشاملویی، سخت تحت تاثیرویتمن وآثارش ،توسط احمد شاملو،شکل گرفت.البته ویتمن برسهراب سپهری هم تاثیرگذاربوده است.
دوشعرازویتمن
سنگ نوشته ای برای مقبره ای
ای که دراین گورخفته ای،برایت چه فاتحه ای می توان خواند
چه لوح یادبودوچه سنگ نوشته ای برمزارتوست؟
ای میلیونر!
ماندانیم که چگونه زیستی؟
اما می دانیم که همه خود دردادوستد
ودرمیان گروه دلالان به سرآوری
نه رادمردی وقهرمانی ازآن توست،ونه نبردی وافتخاری.
غرق دراندیشه
دیدم ذره ای که نام آن"نیکی"است
به سوی ابدیت می شتابد
ودریای بی کرانی که"بدی "نام دارد
خودرابه هرسوی می کشاند
تاناپدیدشودوبمیرد.
گوئی بیشترروزهامنتظرم
مثل کوهی با پژواک های عاشقانه
صدایم رامی شنوم
بیهوده است انکاردوستت دارم!
درمتن نوشته های من
ازکلمات جزایرکوچکی می سازد
که تنهایی مرا ،
وهمه جارارنگین می کند
چه بسیار خواسته ام
تابرای یک روز،به اسکاندیناوی بروم
دیده ام راروشن می سازد...روشن...
دررزها بیداری جسته ام
امارویای عشق برای من چشمه ای است
که ابدیت را به من می نوشاند.