میانسالی دورانی طلایی ست!معمولا پرازخاطرات سبزوارزشمندی ست که می تواند سالها لحظه های کسی مثل "آن زن"راپرکند،درحالی که روی مبل نشسته است وباغ رامی نگرد وگاهی نوشته هایی راکه روی دامنش گذاشته ورق می زند:
"...این گیسوان توچه بوی خوشی می دهد،کاش بیشترمانده بودم ونفس می کشیدم این رزآمیخته با میخک حنایی را.هوارامی بویم و چنگ می اندازم بلکه توی هوابگیرمش!...اما نه، این عطرخوش دیرپای گیسوان تودستان مراهم خیالی کرده،فعلا توی آلاچیق کناری می نشینم ورد شانه هایت رالمس می کنم تا...تا میعاد بعدی..."
دست می گشایم ودفتر یک عمر آرزو را
به خاطره ها می بخشم
بوی باغ برمشام کشیده
وبا خیال دوباره تو بازی میکنم
با رویای گرمی دستهایت
که رشته های مویم را
با رنگ عاشقی می بافد!
مژه بر هم می نهم
وبوی طراوت سر انگشتات مهربانت را
از گل سرخ باز پس میگیرم
میدانم دلباخته همان لبهائی خواهم شد
در کنار الاچیق رویاهایم
انتظار می کشد
ومن در شرم نگاه
چشمهایم را
هنوز بسته ام
رویای آغوشی گشودن بخارم می کند... وانتظار می کشم
در رویای گامی بسوی من
شعراز"فرزانه شیدا"

"رنه شار"ازشاعران بزرگ فرانسه،هم عصر"آلبرکامو"ودوست اوبود.ازشارترجمه های متعددی ازچنددهه پیش تا کنون درایران منتشرشده، وی متولد1907درفرانسه است.درجنبش" فراواقعیت" نقش مهمی داشت ومقالات مهمی درهمان سالها برنقاشی های" خوان میرو" نقاش پرتوان اسپانیایی نوشت ومدتی رهبرنهضت مقاومت برعلیه آلمان هادرجنگ دوم جهانی بودازاوبیش ازسی اثرباقی مانده است.ازجمله مجموعه اشعار"کرکر ه های کشیده چاک چاک "...که فیروز ناجی آن راترجمه کرده است.
ازاشعاراوست:
درتاریکی هامان،جایی برای زیبایی نیست
هرچه جاست
خودبرای زیباییست
ندیدم ستاره ای برافروزد
درپیشانی آنهاکه می رفتند،بمیرند
دیده ام اماطرح کرکره ای که
بالا کشیده،نظمی ازچیزهای سرنهاده
درمنزلی گشاده.