تبليغاتX
سیدمحمدآتشی - نرگس(2)/حکایت ازاسکاروایلد (1900-1844)Oscar Wilde،روایت از:آندره ژید

چون معشوقه ی نرگس زیبا مرد،نرگس تنهادربیشه هابه گریستن پرداخت.پرندگان به دلداری اوبرخاستندامانرگس همچنان می گریست واشک ازدیدگان فرومی ریخت.

درختان به اودلداری می دادندامانرگس همچنان می گریست واشک ازدیدگان فرومی ریخت.

چارپایان بااو همدردی کردندامانرگس همچنان می گریست واشک ازدیدگان فرومی ریخت تادربرابرش برکه ی بزرگی پدیدآمدکه پرندگان درآن شنامی کردندوسایه های درختان درآن چهره می نمودندوچارپایان ازآن آب می نوشیدند.

امانرگس زیبا کی ازگریستن بازماند؟

هنگامی که به برکه نگاه کردوعکس چهره ی خودرادرآن دیدوپی بردکه زیباست!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:42 توسط سیدمحمدآتشی |